الفيض الكاشاني
20
عرفان مثنوى ( فارسى )
وصول به حقيقت از پيامبر اسلام و على بن ابى طالب عليه السلام پيشتر برود ، در صورتى كه تلاش آن دو بزرگوار تا آخرين نفسها در انجام تكليف ، بر كسى پوشيده نيست . « 1 » قاضى شوشترى از مولوى به ؛ الشيخ العارف ، المؤيد بالفيض القيومى ، مولانا جلال الدين محمد البلخى الرومى قدس اللّه روحه و زاد في حضائنه القدس أنسه ، تعبير مىكند و مىنويسد : در پنجسالگى او را الهام غيبى رسيد و از اشراقات منور بهرهور گرديد و در شش سالگى هر سه چهار روز يكبار افطار مىكرد ، و آخر در فقر و مسكنت و عرفان ، از اكابر اهل ذوق و وجدان ، در علوم ظاهرى و باطنى وحيد عصر و يگانه دهر گرديد . مشهور است كه قريب به چهارصد طالب علم در حلقهء درس مولوى جمع مىشدند و هركدام بهقدر استعداد خود افاضهء فيض از او مىنمودند . « 2 » به ديدهء قاضى شوشترى در حسن اعتقاد مولوى و شيخ او شمس الدين تبريزى : ارباب تتبع را ترددى نيست و از مؤيدات تشيع او ، آنكه از اولاد جلال الدين بوده كه پدر بر پدر او داعيان اسماعيليه بودهاند و جلال الدين محمد از بعضى قبايح عقايد و اعمال كه برخى متأخرين اين طايفه در مذهب اسماعيليه احداث نموده بودند تبرى ، و به اصل مذهب اهل بيت عليهم السلام رجوع نموده است و دفترهاى رسايل ملاحده را بسوخت و شعار اهل ايمان ظاهر ساخت . در ديوانهاى قديم مولوى قصايد مشتمل بر مناقب ائمه اطهار ( ع ) و مثالب اغيار كه در مقطع اكثر آنها چنانچه شيوه او بوده اسم شيخ خود را مذكور نموده است . ليكن ناسخان كتب او از متصوفهء اهل سنت اكثر آنها را از قلم انداخته و رعايت ناموس بزرگان خود را در آن شناختهاند و باوجود اينهمه اهتمام كه در محو آن قسم كلام داشتهاند ، هنوز سخنان آشنا از خدمت مولوى در ميان است كه گواه انتظام او در سلك فرقه مؤمنان مىباشد . « 3 » سپس اشعارى را به او نسبت مىدهد : هر آنكس را كه مهر اهل بيت است * ور انور ولايت در جبين است غلام حيدر است مولاى رومى * همين است و همين است و همين است
--> ( 1 ) . جعفرى ، مولوى و جهانبينىها در مكتبهاى شرق و غرب ، ص 56 . ( 2 ) . شوشترى ، قاضى نور اللّه : مجالس المؤمنين ، ص 290 - 291 ، چ سنگى . ( 3 ) . همان .